تبليغاتX
GILNEVESHT
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
جای خالی سیروس ...

دیروز هجدهم فروردین بود و هجدهم برای گیلانی ها و برای انزلی چی ها یادآور یک خاطره بسیار تلخ است . سیروس قایقران اسطوره ی فوتبال گیلان و ایران در چنین روزی  از دنیا رفت .

مزار سیروس قایقران

امسال یازدهمین سالی ست که او را از دست داده ایم و  برای من که فوتبال را با سیروس شناختم ، از دست دادن او بسیار تلخ و ناگوار بود . سال گذشته در همین و بلاگ و در این پست تا حدودی به معرفی سیروس پرداختم .سیروس کم کم داشت مراحل حرفه ای شدن را طی می کرد او به طور همزمان در کشاورز تهران بازیکن و مربی بود ، تیمی که کریم باقری و فرها مجیدی را به جامعه ی فوتبال معرفی کرد ، مدتی هم در بندرعباس به مربیگری پرداخت . دلم می سوزد وقتی فکر می کنم اگر او بود شاید خیلی از مشکلات فوتبال گیلان  حل میشد .جای او اینروزها خیلی خالی ست .  گیلان سرزمین فوتبال خیز است و فوتبال در آن همگام با پایتخت و گاهی اوقات جلوتر از پایتخت بوده ، از این رو بازیکنان بسیاری را به جامعه ی فوتبال ایران معرفی کرده است . اما به جرات می توان گفت که همه آنها یک طرف و سیروس یک طرف . منش پهلوانی و جوانمردی سیروس سبب شد که همه مردم ایران او را دوست داشته باشند و نام کاپیتان گیلانی فوتبال ایران را تا همیشه به خاطر داشته باشند . چیزی که امروزه تقریبا غیرممکن شده و اگر بازیکنی ابهت و شکوهی داشته باشد کاملا پوشالی و توخالی ست . اینکه چرا نمی توان امروز امثال سیروس را در فوتبال  پیدا کرد ؟ بماند برای فرصت دیگر ؛ اما همین قدر بگویم از روزی که اخلاقیات و ارزش ها  و منش پهلوانی در فوتبال ( و کلا در ورزش) فراموش شد ، فوتبال اگر در سراشیبی سقوط قرار نگرفته باشد وضعیتی کاملا  راکد و ثابت را  دارد  و خواهد داشت .

مزار سیروس قایقران


به امید روزی که امثال سیروس ها در تیم های باشگاهی و ملی با غرور فراوان تشویق کنیم . امثال سیروس ی که هم در اخلاق اول بود و هم در تکنیک .

پی نوشت : دوشنبه شب که داشتم نود رو میدیدم ، توی اخبار نود گفته شد که پنجشنبه بیستم فروردین قراره که مثل هرسال مراسمی برای سیروس بر سر مزارش در کولیور برگزار بشه ، امیدوارم دوستانی که تو گیلان و علی الخصوص انزلی هستن تو این مراسم حضور داشته باشن . 

لینک همین مطلب در بالاترین

::لینک های مرتبط ::


به یاد سیروس

 دوره یک ماهه آزمایشی

نوشته شده توسط gile pesar در 13:8 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه نهم فروردین 1388
پس از باران و تو ضیحات استاد پوررضا درباره این اثر و دیلمان خوانی
سال نو رو خدمت همه ی دوستای خوبم تبریک عرض می کن . همو نطور که قبلا عرض کرده بودم ، از مصاحبه ی استاد پوررضا با شبکه ی چهارم قسمت های دیگه ای رو آماده کردم ، که یکی از اونها رو می تونید تماشا کنید . البته لینک دانلود سه قسمت دیگه رو هم گذاشتم ، که اگه مایل هستید می تونید دانلود کنید .


 دانلود فیلم بالا به حجم ۱۳.۶۰ مگابایت

دانلود


دوستان می تونند با رفتن به صفحه ی گوگل ویدیوی همین فیلم سایر قسمت ها رو که در سمت راست صفحه ظاهر میشه تماشا کنند . لینک دانلود بقیه قسمت ها :

 دانلود قسمت تعزیه با حجم ۳.۴۱۷ مگابایت


 دانلود قسمت خواندن ترانۀ (ماشین باری) با حجم ۶.۰۷۷ مگابایت


 دانلود قسمت خواندن ترانۀ (کلاغه ) به حجم ۷.۹۳ مگابایت

دانلود

لینک همین مطلب در بالاترین

نوشته شده توسط gile pesar در 11:30 | | لينک به اين مطلب
شنبه سی ام آذر 1387
شیر جنگل خُس گیلان زمین – به یاد شیون فومنی


شیر جنگل خُس گیلان زمینم
باغ کوتام می قفسه ، شالیزار می نفسه

« شیر جنگل خُس گیلان زمین » این اصطلاح را شاید بارها و بارها در وصف شیون فومنی شنیده ایم که سوم دی ماه امسال اگر زنده بود باید جشن 62 سالگی اش را می گرفت.اما خدا رحمتش کند ؛اجل مهلتش نداد .

روباراَ آب بآمو دریا نانسته
ببرده عالماَ دونیا نانسته
اَجل وختی بآیه پیر شنو باز
دیمیره آب من گوزگا نانسته

این را می دانم که بنده مثل خیلی ها شاید مرحوم شیون را نشناسم ، چرا که نه او را از نزدیک دیده ام و نه آنطور که باید ، آثارش را مرور کرده ام . ولی دوست دارم حالا که در آستانه ی زادروزش قرار گرفته ایم ، یادی از او کرده باشم . شیون را از کودکیِ بسیار دور می شناسم . از گِشه دمرده اش که قصه ی غم انگیز و غریبی بود از تازه دامادی که عروس اش را به حکم تقدیر ، در همان شب اول زندگی شان از دست داد . عجیب بود که هرگاه که این کاست را گوش می دادم ، انگار برای اولین بار گوش می دهم و هر بار نکته ی جدیدی می یافتم . اصولاً این از ویژگی های صدا و کلام شیون بود که افزون بر جذب مخاطب ، او را به تأمل فراوان و فکر فرو می برد . تأملی که گاهی انگیزه ای می شود برای کارهای بزرگ . مثلاً اگر شما تاکنون « امی ماران » شیون گوش داده باشید و اگر دور از وطن و خانواده هم بوده باشید ؛ قطعا بی اختیار احساس دلتنگی می کنید و شاید گوشی تلفن را برداشته اید  و احوالی از مادر پرسیده باشید .
به عقیده ی بنده شیون علاوه بر این که شاعری خوش لحن و ماهر بود ، جامعه و خصوصاً اطراف خود را بسیار عالی می شناخت ، این را به راحتی می توان از شعرهایش فهمید . کافی ست که نقل و نبات هاپ و معرفی (چانکشان) و ... را گوش داده باشید . در گشه دمرده تصویرسازی و نتیجه گیریِ او از ماجرا بسیار عالی و استادانه است . آنجا که می گوید :

قمارخانه تانستی کیشِ ببه
قصرطلا گاو و گامیشِ ببه
اما نوبوستی ایتا چوب خوردابه
گشه دمرده آبَ سر پوردابه
و یا تعریف او از یک دزد در «معرفی» :
دزد اونه که گیران فروختاندره
کارگرِ مرده ی سوختاندره
دزد اونه که کارخانه دارَ بوسته
قانونی خو اسبَ سوار َ بوسته
دزد اونه که خانه داره ده جی گا
دریاکنار ، دیهات مئِن ، شهرَجا
دزد اونه که مثل می اَبجی اَبرو
لنگه به لنگه ی اونه ترازو ...
...

تمامی این تعاریف و تعاریفی از این دست که در اشعار شیون موج می زند بقدری جسورانه و ماهرانه صورت گرفته که حرفی برای گفتن نگذاشته است ... .
او اگر هم بود شاید حرفهای بسیاری برای گفتن داشت ؛ حرفهایی که شاید می توانست راهگشا باشد . در هر صورت امروز فقدان شیون و شیون ها در شعر و ادبیات گیلان محسوس است . به روان پاکش درود می فرستیم و برایش آرزوی رحمت و غفران الهی را از درگاه خداوند داریم . 

یادنامه ای را به همین منظور تهیه کرده ام که شامل زندگینامه مرحوم شیون فومنی ،آثار و منتخب اشعارش است . این یادنامه ، pdfدر 76 صفحه و با حجم kb819 ارایه شده است . شایان ذکر است تمامی مطالب این یادنامه برگرفته ازسایت شیون فومنی است که امیدوارم رضایت خاطر شما عزیزان را فراهم آورد .

برای دانلود یادنامه به ادامه مطلب بروید ...

دوره یک ماهه آزمایشی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط gile pesar در 20:12 | | لينک به اين مطلب